الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
813
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
2017 - از رخ يار حلاريقه و الدرّ فيه منضّد * و من ذا رأى في العذب درا منضدا رأيت بخديه بياضا و حمرة * فقلت له البشرى اجتماع تولّدا ( ابن مطروح ) * * * همانا آب دهانش چه شيرين است و دندانهايش مانند مرواريد سفيد مرتب و منظم و چهكسى در آب شيرين اينچنين مرواريد منظمى ديده است ؟ پس بر دو گونهاش سفيدى و سرخى ديدم ، گفتم : مژده بر او باد كه دو خوبى و شكل خوشطالع با هم جمع شدند . [ حمره و بياض دو شكل هستند و اجتماع از نتايج خانه شانزدهم است ] . 2018 - از احوال عرفا عارفى را پرسيدند : حالت چگونه است ؟ گفت : آنچه نخواهم مرا ميسّر است و آنچه خواهم از آن محرومم . 2019 - در وصف چشم و ابروى دلدار و فتّاك اللواحظ بعد هجر * جنا كرما و أنعم بالمزار و ظلّ نهاره يرمي بقلبي * سهاما من جفون كالشفار و عند النوم قلت لمقلتيه * و حكم النوم في الاجفان ساري تبارك من توفّاكم بليل * و يعلم ما جرحتم بالنهار ( شهاب الدين احمد امشاطى ) * * * و آنكه ابروانش شمشيرزن دليرى است ، بعد از فراق كرم كرد و ما را به ملاقات پذيرفت . و تمام روز به قلب من تيرهايى از پلك چشم چون چاقوى پهن و بزرگى پرتاب مىكرد . در هنگام خواب به چشمان او گفتم درحالىكه خواب در چشمانش جارى شده بود . خجسته و مبارك باشد آنكه شما را در خواب مىگيرد و در روز خود مىداند كه چه كرديد .